دلم خوشرنگ شد و غرق امید
(کامنت وبلاگ نیلوفرهای آبی)
8:17 | سهیلا |
نشانی فرشته ها به آسمان تو می رسد
(کامنت وبلاگ نیلوفرهای آبی)
8:41 | سهیلا |
کم کم خبر میرسد
پاک کن چشمان دلواپست
خوابهایت باز میماند
برای دل ... بی کست
(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)
18:54 | سهیلا |
به یک نقطه ختم میشود
شیرین ترین طعم دنیا
که از ثانیه ثانیه اش
شبنم های گل سرخ چیده میشود
(کامنت وبلاگ بارانی ترین لحظه ها)
12:36 | سهیلا |
کنار لحظه های تو سجده به نور میکنم
(کامنت وبلاگ دو دوست)
16:49 | سهیلا |
جای قدمهای توست
من خیس میشوم
از آفتاب مهربانی تو
به میهمانی شاپرک ها میروم
و تمامیت تو
در آغوش میکشم
(کامنت وبلاگ چشمه مهتاب)
7:31 | سهیلا |
برای چشمهای بارانیست
لمس قطره های بارانی
دل را تا دریا خواهد برد
گلی که نزدیکتر از
چشمهای دل بروید
دستان احساس را
تا همیشه معطر می کند
(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)
15:37 | سهیلا |
ماه ترین ماه خدا
رها نکن قلب مرا
شکوفه باغ خدا
ان گل پژمرده منم
کی میشوم بهار تو
با من بمان تا که دلم
فدا شود بپای تو
12:28 | سهیلا |
به لاله های قرمز؟
امروز هوا ابریست
فردا باد خواهد امد
و دگر بار طوفان خواهد شد
و لاله های قرمز
در طوفان محو خواهند شد
14:59 | سهیلا |
کاش زودتر صبح ميشد صبح بهار
خواب می ديدم تو را در قبله گاه
بعد عمری تعبير می شد اسم بهار
12:37 | سهیلا |
از کجا می ایی که سکوتت چون فریاد است؟
از کجا می ایی که حضورت چون طوفان است؟
باید از جایی دور باشی.........
جایی نزدیک ان جا که یکی هستی ولی تنها نیستی
همان جا که سیاه شادمان است و سفید شکسته
راستی از کجا می ایی؟...............
(کامنت وبلاگ دوستی گل)
13:7 | سهیلا |
و خاک از نفسهای سردش
جان گرفت
.................
همه از اغاز میمیرند
اما حیات
در نیمه راه زندگی
جان میدهد
(کامنت وبلاگ میم ... مثل فریماه)
8:16 | سهیلا |
صدای عشق تو
موسیقی زیبایی می شود
که در پژواک ان
صدای قلب من نهفته ست
(کامنت وبلاگ بارانی ترین لحظه ها )
20:58 | سهیلا |
حتی در بهار یک لحظه روئیده نشدم
عمرم که بسر رسید و خزانم طی شد
بدرود گفتم و باز بوئیده نشدم...
(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)
22:55 | سهیلا |
پشت پنجره دلتنگیهایم
باران می بارد
جاده دلم مه الود است
و لحظه هایم مشوش
ای زمین و اسمان
بوی مرطوب خاموشی مرا
می شنوید؟؟؟
این انتهای راه منست
کاش راز ماندگاری را گم نمی کردم
(کامنت وبلاگ گلایه های من و دل)
18:41 | سهیلا |
مهربانا
تو هم این را به خاطر بسپار
جسم رفتنیست و عمر مردنی
تنها بهانه ها برای
سرودن ماندنیست و عشق بودنی
(کامنت وبلاگ از تبار باران)
18:19 | سهیلا |
قصه ناتمام و زندگی در گذر است
فردا که بیاید همه ی عمر در سفر است
***************************
من خواب دیده ام
خواب یک ستاره کوچک
خواب یک اسمان ابی
من خواب دیده ام
خواب یک خواب زمستانی
خواب من دور بود از من
تا انتهای خوبی و مهربانی
تا بال بال زدن یک انتظار طولانی
خواب من
ازروی شهر زندگی پرواز کرد
و مرا برد
به مهمانی گل سرخ هایی
که در انجا
جشن عبادت برپا بود
خواب من ساکن شد
تا بماند انجا
تا که عادت بکند دوری را
و به بی رنگی شب
روی نقاشی یک شهر شلوغ
ازسر بیم و هراس
رنگ باور بزند
14:29 | |
از مرز خواب هم گذشتم...
نزدیک به اغاز راه...
حضور تو پنجره امیدم شد
اما افسوس...
دو قدم مانده به طلوع و بیداری
ناگهان دستم رها شد
حالا نه خوابم و نه بیدار
نه در اغازم نه در پایان
(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)
21:52 | سهیلا |
و عشق آسمان دل را ابری می کند
تا دل بغض هایش را
دوباره به ابرها پس دهد
از پس این تعبیرها
به دنبال چه می گردم؟؟؟
سایه ای یا چشمی
که چون دل بارانیم اشک بریزد
و ردپایی در جاده خسته زندگیم بگذارد
( کامنت وبلاگ دلم گرفت گفتم شعری برای تو )
16:34 | سهیلا |
تا آسمان دلش آبی
و خیال شبش آفتابیست
به او بگویید دوستش دارم...
تا قلبش چون دریاچه ای روان
و نگاهش چون آینه ای زلال است
به او بگویید دوستش دارم...
تا شبگریه هایم برای او
و لبخندهایم به یاد اوست
به او بگویید دوستش دارم...
تا در بستر مرگ....
و تا آخرین نفسهایم
به او بگویید دوستش دارم...
(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی )
19:17 | سهیلا |
به روزی برگرد که خواستی
فقط از دلت بنویسی...
دلی که اگر یک روز دیر به سراغش بروی
سرد می شود...
پس دلنوشته هایت را به خیال پیوند بزن
و چشمهای بارانی دلت را ببوس
سحر را از سایه شب باور کن
و از کوچه باغ های عشق
سرود زیبای زندگی بشنو
(کامنت وبلاگ نسرین برای تولد وبلاگش)
20:48 | سهیلا |
تا روزی آرام
در تعبیرخواب آرزوهایم
به پای کهنسال ترین
درخت زندگی بریزم
21:5 | سهیلا |
هزار خواب زخمی
قصه دل سوخته من
و یک دلخوشی ساده
اتفاق عجیب تو
راضی شدم به بودنت
راضی بشو به مردنم
9:36 | سهیلا |
شاید در کنج دلتنگی هایم...
یا در خیالی دربسته از لحظه هایم
تمام غربت دلم نشان از نشان شما پیدا نمی کند!!!
بی شک آب شده اید!!!
و قطره قطره بر سر تنهایی های من باریده اید
تا که شاید ناچیزتر از خودخواهی های شما شوم
............
افسوس که قلم یاریم نمی کند
تا همه را خط بزنم و لحظه هایم را رنگ کنم
شاید فراموش کنم چه بر سر من آورده اید
(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)
17:55 | سهیلا |