تبليغاتX


رایانا

شنبه بیست و نهم تیر 1387


دوباره چون گل یاس سپید

دلم خوشرنگ شد و غرق امید

(کامنت وبلاگ نیلوفرهای آبی)


8:17 | سهیلا |

پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387


تمام خیال من به چشمان تو می رسد

نشانی فرشته ها به آسمان تو می رسد

(کامنت وبلاگ نیلوفرهای آبی)


8:41 | سهیلا |

شنبه بیست و دوم تیر 1387


امروز دلم برای دیروزم تنگ شده

فردا که بیاد تمام عمرم دلتنگ شده


22:0 | سهیلا |

پنجشنبه سیزدهم تیر 1387

خوابهای دل

کم کم خیس میشود
خوابهایم از اشک دلم
ماه میتابد و خورشید میتابد
باز تمام نمیشود خواب دلم

کم کم خبر میرسد
پاک کن چشمان دلواپست
خوابهایت باز میماند
برای دل ... بی کست 

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی) 


18:54 | سهیلا |

سه شنبه یازدهم تیر 1387


همه این لحظه ها

به یک نقطه ختم میشود

شیرین ترین طعم دنیا

که از ثانیه ثانیه اش

شبنم های گل سرخ چیده میشود

(کامنت وبلاگ بارانی ترین لحظه ها)


12:36 | سهیلا |

جمعه هفتم تیر 1387


از این که عاشق توام حس غرور میکنم

کنار لحظه های تو سجده به نور میکنم

(کامنت وبلاگ دو دوست)


16:49 | سهیلا |

پنجشنبه ششم تیر 1387

مادر

همه احساس بهار

جای قدمهای توست

من خیس میشوم

 از آفتاب مهربانی تو

به میهمانی شاپرک ها میروم

و تمامیت تو 

در آغوش میکشم

(کامنت وبلاگ چشمه مهتاب)


7:31 | سهیلا |

جمعه سی و یکم خرداد 1387

چشم دل

 دل پناه آرامی

برای چشمهای بارانیست

لمس قطره های بارانی

دل را تا دریا خواهد برد

گلی که نزدیکتر از

چشمهای دل بروید

دستان احساس را

تا همیشه معطر می کند

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)


15:37 | سهیلا |

پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387


تو عطر زیبای شفا

ماه ترین ماه خدا

رها نکن قلب مرا

شکوفه باغ خدا

ان گل پژمرده منم

کی میشوم بهار تو

با من بمان تا که دلم

فدا شود بپای تو


12:28 | سهیلا |

دوشنبه بیستم خرداد 1387


تو در کنارم هستی        

و دلم برايت تنگ می شود

وای اگر روزی نباشی

چقدر دلم دلتنگ می شود


18:30 | سهیلا |

چهارشنبه هشتم خرداد 1387


به چه می اندیشی؟

به لاله های قرمز؟

امروز هوا ابریست

فردا باد خواهد امد

و دگر بار طوفان خواهد شد

و لاله های قرمز

در طوفان محو خواهند شد


14:59 | سهیلا |

دوشنبه ششم خرداد 1387


بس که دیوار دلم کوتاه است.....

هر که دلتنگ میشود به من سنگ می زند


16:16 | سهیلا |

شنبه چهارم خرداد 1387

باید رفت به کجا؟؟؟

اه از اين شبها شبهای دنباله دار

کاش زودتر صبح ميشد صبح بهار

خواب می ديدم تو را در قبله گاه

بعد عمری تعبير می شد اسم بهار

 


12:37 | سهیلا |

سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

از کجا می ایی؟

از کجا می ایی؟...............

از کجا می ایی که سکوتت چون فریاد است؟

از کجا می ایی که حضورت چون طوفان است؟

باید از جایی دور باشی.........

جایی نزدیک ان جا که یکی هستی ولی تنها نیستی

همان جا که سیاه شادمان است و سفید شکسته

راستی از کجا می ایی؟............... 

(کامنت وبلاگ دوستی گل)


13:7 | سهیلا |

جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387

مرگ بارانی

تمام انچه بود را از خاطر برد

و خاک از نفسهای سردش

جان گرفت
.................

همه از اغاز میمیرند

اما حیات

 در نیمه راه زندگی

 جان میدهد

(کامنت وبلاگ میم ... مثل فریماه)


8:16 | سهیلا |

سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387


صدای عشق تو

موسیقی زیبایی می شود

که در پژواک ان

صدای قلب من نهفته ست

(کامنت وبلاگ بارانی ترین لحظه ها )


20:58 | سهیلا |

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387


ان همه روشن بودم و دیده نشدم

حتی در بهار یک لحظه روئیده نشدم

عمرم که بسر رسید و خزانم طی شد

بدرود گفتم و باز بوئیده نشدم...

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)

 


22:55 | سهیلا |

جمعه ششم اردیبهشت 1387


پشت پنجره دلتنگیهایم

باران می بارد

جاده دلم مه الود است                   

و لحظه هایم مشوش

ای زمین و اسمان

بوی مرطوب خاموشی مرا

می شنوید؟؟؟

این انتهای راه منست

کاش راز ماندگاری را گم نمی کردم

(کامنت وبلاگ گلایه های من و دل)


18:41 | سهیلا |

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387


   مهربانا

تو هم این را به خاطر بسپار

جسم رفتنیست و عمر مردنی

تنها بهانه ها برای

 سرودن ماندنیست و عشق بودنی

(کامنت وبلاگ از تبار باران)


18:19 | سهیلا |

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387


وقتی از پشت یک پنجره بهار تو را دیدم

 نگاه سبزت کویر دلم را سرسبز کرد    


16:38 | سهیلا |

دوشنبه نوزدهم فروردین 1387


قصه ناتمام و زندگی در گذر است

فردا که بیاید همه ی عمر در سفر است

***************************

من خواب  دیده ام

 خواب یک ستاره کوچک

 خواب یک اسمان ابی

 من خواب دیده ام

خواب یک خواب زمستانی

خواب من دور بود از من

 تا انتهای خوبی و مهربانی

 تا بال بال زدن یک انتظار طولانی

خواب من

 ازروی شهر زندگی پرواز کرد

 و مرا برد

 به مهمانی گل سرخ هایی

 که در انجا

جشن عبادت برپا بود

خواب من ساکن شد

 تا بماند انجا

تا که عادت بکند دوری را

 و به بی رنگی شب

روی نقاشی یک شهر شلوغ

ازسر بیم و هراس

رنگ باور بزند


14:29 | |

یکشنبه هجدهم فروردین 1387


کولی امروز فال دلم را در فنجان ریخت و گفت

 در طالع تو غنچه عشق شکفت و هرگز نخفت


21:7 | سهیلا |

شنبه هفدهم فروردین 1387

خوابهای خورشید

 می خواستم از خوابهایم حرف بزنم

از مرز خواب هم گذشتم...

نزدیک به اغاز راه...

حضور تو پنجره امیدم شد

اما افسوس...

دو قدم مانده به طلوع و بیداری

ناگهان دستم رها شد

حالا نه خوابم و نه بیدار

نه در اغازم نه در پایان

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)


21:52 | سهیلا |

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

دل بارانی

زندگی عشق را ارزانی می دهد

و عشق آسمان دل را ابری می کند

تا دل بغض هایش را

دوباره به ابرها پس دهد

از پس این تعبیرها

به دنبال چه می گردم؟؟؟

سایه ای یا چشمی

که چون دل بارانیم اشک بریزد

و ردپایی در جاده خسته زندگیم بگذارد

( کامنت وبلاگ دلم گرفت گفتم شعری برای تو )


16:34 | سهیلا |

سه شنبه هفتم اسفند 1386

به او بگویید دوستش دارم...

به او بگویید دوستش دارم...

تا آسمان دلش آبی

و خیال شبش آفتابیست

به او بگویید دوستش دارم...

تا قلبش چون دریاچه ای روان

و نگاهش چون آینه ای زلال است

به او بگویید دوستش دارم...

تا شبگریه هایم برای او

و لبخندهایم به یاد اوست

به او بگویید دوستش دارم...

تا در بستر مرگ....

و تا آخرین نفسهایم

به او بگویید دوستش دارم...

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی )


19:17 | سهیلا |

یکشنبه پنجم اسفند 1386

سرود زندگی

میان گلبرگهای خاطراتت

به روزی برگرد که خواستی

فقط از دلت بنویسی...

دلی که اگر یک روز دیر به سراغش بروی

 سرد می شود...

پس دلنوشته هایت را به خیال پیوند بزن

و چشمهای بارانی دلت را ببوس

سحر را از سایه شب باور کن

و از کوچه باغ های عشق

سرود زیبای زندگی بشنو

(کامنت وبلاگ نسرین برای تولد وبلاگش)


20:48 | سهیلا |

شنبه چهارم اسفند 1386

خیال آرزو

اشکهایم را جمع می کنم

تا روزی آرام

در تعبیرخواب آرزوهایم

به پای کهنسال ترین

درخت زندگی بریزم


21:5 | سهیلا |

جمعه سوم اسفند 1386

گلایه...

هزار خواب زخمی

قصه دل سوخته من

و یک دلخوشی ساده

اتفاق عجیب تو

راضی شدم به بودنت

راضی بشو به مردنم


9:36 | سهیلا |

جمعه بیست و ششم بهمن 1386

دلم برای بی مهریتان دیگر تنگ نمی شود...

مگر من کجا پنهان شده ام که دیگر مرا نمی بیندید؟؟؟

شاید در کنج  دلتنگی هایم...

یا در خیالی دربسته از لحظه هایم

تمام غربت دلم نشان از نشان شما پیدا نمی کند!!!

بی شک آب شده اید!!!

و قطره قطره بر سر تنهایی های من باریده اید

تا که شاید ناچیزتر از خودخواهی های شما شوم

............

افسوس که قلم یاریم نمی کند

تا همه را خط بزنم و لحظه هایم را رنگ کنم

شاید فراموش کنم چه بر سر من آورده اید

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)


17:55 | سهیلا |

جمعه بیست و ششم بهمن 1386


آن همه روشن بودی و من ندیدمت

حکمت چه بود که به دنیا خریدمت؟


8:25 | سهیلا |

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس